X
تبلیغات
رایتل

صدای پای بهار

دفترچه اشعار کاف شین
یکشنبه 12 خرداد 1387

غزه

این غزل را در پست نظرات وبلاگ من ایرانیم افتخارم شهادت سرودم

و اینم آخرین سروده کاف شین

نوشته بودی عاشقی
و عاشقی و مبتلا

و عکس ابرویت رسید
به دست من به دست ما

نوشته بودی از دلت
که گلستان آرزوست

نوشته بودی از لبت
که سرخ لاله ای نکوست

نوشته بودی از بهار
و برف سرد روزگار

اگر تو چشم داشتی
چه لاله ها سیاه شد

اگر تو عاشقی بمیر
جفا بسی به ماه شد

ز کودک درون خود دگر نگو تباه شد

نگو ! بگو چه گفته ای ز مرگ تلخ غنچه ها؟!

تو مهربان نمیشوی
مگر بسوزی از نگاه

به عقل طعنه میزدی
دم از جنون چرا زدی

که فکر میکنی به خود
و کفش های راه راه

هنوز اگر نمرده ای
و باز دل سپرده ای

بسی ز عشق گفته ای
قسم به ماه خورد ای

بیا و غزه را ببین
فقط به خاطر خدا
فقط خدا فقط خدا